اما و اگرها برای افتتاح پلاسکو/ واحدهای تجاری بنیاد مستضعفان به مردم واگذار می‌شود

حوزه جامعه – خبرگزاری فارس – سودابه رنجبر: در آستانه در ورودی ساختمان پلاسکو ایستاده‌ایم تا با هماهنگی حراست برج پلاسکو وارد طبقات شویم و گزارشی از چندوچون اماده‌سازی ساختمان پلاسکو در نزدیک شدن به افتتاحیه پلاسکو بگیریم. جمعی از کسبه و مردم ایستاده‌اند. یکی می‌پرسد: از عمر ساختمان پلاسکو فقط نیم‌قرن گذشته بود؛ اما

کد خبر : 34972
تاریخ انتشار : دوشنبه 22 آذر 1400 - 12:01


حوزه جامعه – خبرگزاری فارس – سودابه رنجبر: در آستانه در ورودی ساختمان پلاسکو ایستاده‌ایم تا با هماهنگی حراست برج پلاسکو وارد طبقات شویم و گزارشی از چندوچون اماده‌سازی ساختمان پلاسکو در نزدیک شدن به افتتاحیه پلاسکو بگیریم. جمعی از کسبه و مردم ایستاده‌اند. یکی می‌پرسد: از عمر ساختمان پلاسکو فقط نیم‌قرن گذشته بود؛ اما نسبت به ساختمان‌های قدیمی شهر بیشتر حس نوستالژیک شهروندان را برانگیخته می‌کرد. چرا؟ مرد میان‌سالی که خودش را کسبه بخش شمالی پلاسکو معرفی می‌کند می‌گوید: «چون همان منحصربه‌فرد بود. همان ۵۰ سال پیش ساختمانی روی دستش نبود برای خودش آسمان‌خراشی بود چه در تهران چه در ایران و شاید هم در منطقه» یکی که به نظر می‌رسد برای خرید آمده باشد می‌گوید: «چون پلاسکو مرکز و محل رفت‌وآمد مردم است. اغلب یک‌بار هم که شده برای خرید به اینجا آمده بودند». آن‌یکی می‌گوید: «اینجا کم از بازار تهران نداشت، همین حالا هم اگر مغازه‌هایش راه بیافتد و افتتاح شود قطب پوشاک ایران می‌شود».

 کاسب موسفیدی از بین جمعیت بیرون می‌آید با صدایی گرفته می‌گوید: «همه این حرف‌ها درباره پلاسکو درست است، اما تراژدی که ۵ سال پیش برای پلاسکو اتفاق افتاد پلاسکو را برای همیشه پلاسکو کرد. این ساختمان با خون ۱۶ شهید آتش‌نشان آغشته شده است شهدایی که همیشه یادشان در این پاساژ زنده می‌ماند. پلاسکو حالا اگر نوستالژیک است یادآور فداکاری، قهرمانی جوان‌هایی است که به خاطر نجات اموال مردم خودشان را به آتش زدند پلاسکو از ۵ سال پیش طور دیگری پلاسکو شده است».

 پیرمرد راست می‌گفت کافی بود چند لحظه همان‌جا بی‌خیال بایستی و مردم را نگاه نکنی. وارد که می‌شدند لحظه‌ای جلوی نماد شهدا مکث می‌کردند و چهره تک‌تک شهدا را ازنظر می‌گذراندند و بعد راهشان را ادامه می‌دادند.

شمارش معکوس برای افتتاح

 خبر افتتاحیه پلاسکو تا اواخر آذر در شهر پیچیده است قراراست پلاسکو، جان دوباره‌ای بگیرد. به همین بهانه به پلاسکو آمده‌ایم تا از نزدیک حال و هوای این روزها که شمارش معکوس برای بازگشایی شروع‌شده است را از نزدیک شاهد باشیم و گپ و گفتی هم با کاسب‌ها داشته باشیم و کمبودها و نقدها را از نزدیک شاهد باشیم.

 

 پلاسکو به افتتاح می‌رسد؟

 واحدهای تجاری بخش شمالی ساختمان ۵ طبقه پلاسکو روبه‌راه شده است، اما برج پلاسکو همچنان سوت‌وکور است و تنها کارگران ساختمانی و کسبه اجازه عبور و مرور دارند. شتاب گرفتن رفت‌وآمد کارگرها و مجری‌های دکور بندی مغازه‌ها خبر از افتادن کارها به دقیقه ۹۰ می‌دهد. باوجوداینکه شمارش معکوس برای افتتاح تک‌رقمی شده است اما هم چنان خاک و سیمان در آسانسورها در حال بالا و پایین شدن است. قرار بود برج پلاسکو وقتی افتتاح شود که حتی دکور مغازه‌ها هم تکمیل‌شده باشد.

 

راهروهای امن دوطرف برج

 حراست برج پلاسکو کارت شناسایی‌مان را تأیید می‌کند. قرار است همراه با مدیر اجرایی ساختمان از کل طبقات بازدید کنیم. برای ورود به طبقات وارد خیابان می‌شویم و از در شیشه‌ای و دودی برج پلاسکو به راهروی امن هدایت می‌شویم.

«محمدحسین کریمی» مدیر اجرایی برج پلاسکو توضیح می‌دهد: «راه‌پله و آسانسور واقع در راهروهای امن فقط در شرایط بحران برای استفاده از آتش‌نشان‌ها استفاده می‌شود و کسبه و مشتری‌ها از آسانسور و راه‌پله‌ها ورودی برج استفاده می‌کنند». آسانسور می‌ایستد. بااینکه در طبقه هم کف و رو به خیابان ایستاده‌ایم آسانسور طبقه ۵ را نشان می‌دهد این یعنی ازاینجا تا پایین ۵ طبقه منفی داریم.

 

آسانسور تمام می‌شود

با آسانسور تا طبقه ۱۴ بالا می‌رویم. برج پلاسکو ۱۵ طبقه است و بقیه راه را برای رسیدن به پشت‌بام از راه‌پله طی می‌کنیم. طبقه ۱۵ برج پلاسکو بدون هیچ تقسیم‌بندی و بدون دیوار شبیه به یک سالن بزرگ است. مدیر اجرایی توضیح می‌دهد: «قبل از آتش‌سوزی پلاسکو، این طبقه رستوران بود و همچنان نیز همین کاربری را خواهد داشت. این طبقه یک سالن بزرگ است». یکی از کارگرها که همان حوالی در حال جابه‌جایی مصالح ساختمانی است، می‌گوید: «پشت‌بام هم برای صاحب رستوران بود، حالا هم هست، اما حجم تأسیسات روی پشت‌بام زیاد شده و عملاً صاحب رستوران نمی‌تواند از پشت‌بام استفاده کند». کارگر این را می‌گوید و بدون اینکه منتظر عکس‌العملی باشد می‌گذرد.

 

«هلی پد» برج پلاسکو را بلندتر از قبل کرده است

 راهی پشت‌بام می‌شویم. درست می‌گفت، پشت‌بام شلوغ‌تر از آن بود که فکرش را می‌کردیم. پله‌های آهنی ما را به بالاترین ارتفاع برج هدایت می‌کند. اینجا محل فرود هلی پد است. با حروف انگلیسی روی سطح صاف محل فرود نوشته‌شده است پلاسکو؛ از این بالا دیدن محله‌های قدیمی تهران، سفارت‌ها و خیابان‌های اطراف حس و حال دیگری دارد. خیابان‌های شلوغ اطراف بیشتر از همه به چشم می‌آید. شیب تند شمال به جنوب تهران را می‌توان از روی برج به نظاره نشست انگار خودروهای در حال حرکت سر می‌خورند تا به‌پای برج پلاسکو برسند. این سؤال پیش می‌آید «اگر هلی پد برای استفاده از مواقع بحرانی است چرا آسانسور دوطبقه پایین‌تر از هلی پد تمام می‌شود؟» این سال را گوشه‌ای یادداشت می‌کنم.

همه مغازه‌ها به افتتاحیه نمی‌رسند

 حالا باید طبقات را به پایین حرکت کنیم. مدیر اجرایی پلاسکو شانه‌به‌شانه می‌آید. در طبقات هنوز فرغان خاک تلنبار شده است. سقف‌های کاذب و داربست‌ها وسط واحدهای تجاری جا خوش کرده‌اند از مدیر اجرایی می‌پرسم تا ۸ روز دیگر تمام می‌شود پاسخ می‌دهد اگر تمام نشد بخشی را بری افتتاحیه مرتب می‌کنیم. یکی از کاسب‌ها روبه‌روی واحد تجاری‌اش ایستاده و کار کارگران را از نزدیک مدیریت می‌کند مرتب تأکید می‌کند که لامپ‌ها باید در جانمایی مناسب نصب شوند. می‌پرسم شما به افتتاحیه می‌رسید؟ لبخند تلخی می‌زند و می‌گوید: «شاید تجهیز واحد تجاری من تمام شود، اما خودتان بقیه مغازه‌ها را ببینید برخی آمده‌اند تحویل گرفته و رفته‌اند.»

 

کاش بنیاد مغازه‌ها را به سلیقه خودش تجهیز می‌کرد

 یکی دیگر از کاسب‌ها که خودش را معرفی نمی‌کند می‌گوید: «بنیاد به‌عنوان مالک تا آخر کار کنار سرقفلی داران ایستاد. برای تصمیم‌گیری‌ها نظر کاسب‌ها را هم می‌پرسیدند. ای‌کاش نصب سقف کاذب واحدهای تجاری را هم خودشان نصب می‌کردند تا این استرس و اضطراب برای رسیدن به‌روز افتتاحیه به وجود نیاید. کار بنیاد در مردادماه تمام شد اما افتتاح نکرد تا چراغ همه واحدهای تجاری روشن شود اما هم‌صنفی‌ها ما تعلل می‌کنند.»

 

 واحدهای تجاری کوچک شده‌اند

 صاحب یکی از واحدهای تجاری می‌گوید: «کار متولیان پلاسکو درست بود، اما با ساخت‌وساز و طراحی جدید بعضی واحدها حدود ۲۰ درصد کوچک شدند البته چند مغازه هم بزرگ‌تر شد خدا را شکر که زودتر راه افتاد.»

همه سؤال‌هایی که در طول این گزارش میدانی پیش می‌آید را یادداشت می‌کنم قرار است سؤال‌ها را از نماینده بنیاد بپرسیم.

 

بالا برها در برج پلاسکو

در طبقه‌های بالا خبری از پله‌برقی نیست. کریمی توضیح می‌دهد: «برج پلاسکو ۱۶ پله‌برقی و ۵ آسانسور دارد. پله‌برقی از طبقه منفی ۵ شروع می‌شود تا جایی که طبقات روباز هستند. در همه طبقات روباز پرده ضد حریق نصب‌شده است تا در صورت آتش‌سوزی پرده‌های حریق ارتباط بین طبقات را قطع کنند و دود از پشت‌بام راه برون‌رفت داشته باشد.»

مسیر فرار از نمای ساختمان

 برخی طبقات در انتهای راهرو، جایی که به نمای ساختمان ختم می‌شود. مدیر اجرایی پروژه توضیح می‌دهد: «اینجا مسیر فرار تعبیه‌شده است البته از طریق پله‌های ماشین آتش‌نشانی. در صورت بروز حادثه پله‌ها می‌توانند خودشان را از کف خیابان به این نقطه برسانند. این نما از بیرون شبیه به پله تعبیه‌شده است».

 با پله‌های برقی به پایین‌ترین طبقه می‌رسیم آنجا هم مثل طبقه ۱۵ یکدست است بدون هیچ دیواری ۴ طبقه پایین متعلق به خود بنیاد مستضعفان است و هنوز هیچ واحدی از این ۴ طبقه به فروش نرفته است.

 بعد از اتمام این گزارش میدانی در صدد برآمدیم که سؤال‌های پیش‌آمده را از نماینده بنیاد مستضعفان بپرسیم و خوشبختانه این مصاحبه به سرعت انجام شد  در ادامه بخوانید.

«محمد پیر علی» سرپرست سازمان اموال و املاک بنیاد مستضعفان، حاضر شد به سؤالات ما در خلال تهیه گزارش میدانی و سوالاتی که برای ما و کسبه ایجاد شده بود پاسخ دهند. این مصاحبه و پاسخ سؤال‌هایی که در متن گزارش آمده است را اینجا بخوانید

*با توجه به تعداد سرقفلی داران پلاسکو، آیا همان تعداد همچنان صاحب سرقفلی هستند؟ بعد از آتش‌سوزی و ساخت پلاسکو تعداد سرقفلی داران تجاری پلاسکو و مساحت آن‌ها تغییر کرد؟

خیر فعلاً همان تعداد هستند، فقط با توجه به اینکه ملزم به افزایش سطح مشاعات بر اساس استانداردها و رعایت برخی ضوابط ساخت بودیم به‌طور محدود متراژ برخی مغازه‌ها تغییر کرد. لذا ممکن است بعضی از واحدهای تجاری‌ها کوچک‌تر و یا بزرگ‌تر شده باشند بنابراین با توافق به‌عمل‌آمده کاهش متراژ جبران و افزایش متراژ نیز متضمن اخذ مابه التفات با مراعات شرایط کسبه به‌صورت اقساط شد.

*همه کاسب‌های پلاسکو مستأجرهای سرقفلی دار هستند. این افراد صاحب چند درصد از مغازه‌هایشان هستند باوجوداینکه بنیاد مالک ساختمان پلاسکو محسوب می‌شود؟

بنیاد مستضعفان مالک ملکیت ساختمان پلاسکو است؛ اما سرقفلی داران به عبارتی با مسامحه مالک محسوب می‌شوند. بنیاد مستضعفان مصمم است پلاسکو به سرقفلی داران منتقل شود و خودشان مالک اصلی شوند. البته این سیاست مشمول دیگر پاساژهای و واحدهای تجاری مثل ساختمان آلومینیوم و … هم می‌شود.

*به دلیل تأمین بودجه مالی و مشکلات اقتصادی در بنیاد مستضعفان این تصمیم‌گیری شده است؟

علت اصلی این است که پاساژ داری و مستأجر داری مأموریت بنیاد نیست. بنیاد مستضعفان مأمور به توانمندسازی جامعه هدف خویش است و تلاش می‌کند از فعالیت‌های غیر مرتبط از جمله ملک داری و ساختمان داری کاملاً فاصله بگیرد.

 *برخی کسبه از اینکه طراحی و ساخت پلاسکو را در مسابقه گذاشتند گله‌مند هستند و معتقدند بخش اعظمی از این ساختمان متعلق به سرقفلی داران است. چرا انتخاب طرح و ساخت پلاسکو را به مسابقه گذاشتند؟

همه تلاش بنیاد این بود که منطقی‌ترین تصمیم را درباره ساخت برج پلاسکو اتخاذ کند. لذا نماینده کسبه و به عبارت بهتر شورای پلاسکو کاملاً در جریان امور و چگونگی فرایند طراحی ساختمان پلاسکو بودند و از روش به مسابقه گذاشتن آن اطلاع داشتند. در این راستا تعدادی طرح در مسابقه شرکت کردند و از بین آن‌ها سعی شد تا بهترین طرح انتخاب شود.

*با توجه با آتش‌سوزی مهیبی که برای برج ساختمان پلاسکو اتفاق افتاد به حتم حالا موضوع ایمنی و حفظ امنیت تجاری‌ها را در ساخت ساز مجدد پلاسکو حرف اول را می‌زند. شما ایمنی پلاسکو را چطور ارزیابی می‌کنید؟

این ساختمان در حال حاضر یکی از منحصربه‌فردترین ساختمان‌های کشور ازلحاظ رعایت مسائل ایمنی است. متولیان امر ایمنی در دستگاه‌های مختلف همه استانداردهای روز دنیا را به ساختمان تکلیف کردند و البته بنیاد هم استقبال کرد. برای نمونه طراحی راهروهای فرار، کریدورهای کمک‌رسان، نصب پرده‌های حریق و … ازجمله تدابیر اتخاذشده هستند

نقش پرده‌های حریق در صورت آتش‌سوزی در یک طبقه اجازه نمی‌دهد دود به دیگر طبقات سرایت کند و دود را به پشت‌بام هدایت می‌کند. این اقدامات هزینه قابل‌توجهی را بر پروژه مترتب کرد اما لازم بود رعایت شود.

 *طی آخرین جلسه‌های شورای شهر، این موضوع مطرح‌شده که بنیاد مستضعفان برای ساخت پارکینگ در پلاسکو شانه خالی کرده است حتی در مواردی عنوان‌شده که بنیاد قوانین را دور زده است تا تأمین پارکینگ نداشته باشد در این مورد توضیح می‌دهید؟

بنیاد خود را موظف به رعایت همه ضوابط و مقررات در همه ابعاد می‌داند و معتقد است به جهت نقش حاکمیتی خویش بیش از بقیه باید به قانون در همه امور چه ساخت‌وساز و چه پرداخت مالیات و عوارض و اساساً در همه فعالیت‌های اقتصادی و اجتماعی پایبند باشد. اما همان‌طور که آگاهی دارید ساختمان پلاسکو از همان ابتدا هم پارکینگ نداشته است. لذا بنیاد مستضعفان با همان رویکردی که عرض کردم پذیرفت که با ایمن‌سازی پارکینگ پروانه، در این بخش هم جای شائبه باقی نگذارد. اخیراً هم کتباً به شهرداری منطقه پیشنهاد دادیم در ملک مجاور پلاسکو پارکینگ بسازیم و منتظر نظریه متولیان امر هستیم. هرچند بعضاً این‌گونه مطرح می‌شود که مقرر است آن خیابان سنگ‌فرش شود و این طرح طبیعتاً تردد خودروها در این خیابان به حداقل ممکن خواهد رسید و موضوعیت ساخت پارکینگ با سؤال مواجه می‌شود.

*با حضوری که در ساختمان پلاسکو داشتیم متوجه شدیم که آسانسور فقط تا طبقه ۱۴ برج پلاسکو بالا می‌رود و طبقه ۱۵ فاقد آسانسور است. این در حالی است که روی پشت‌بام «هلی پد» نیز طراحی‌شده است. در صورت بروز حادثه برای رساندن مجروح به هلی پد باید مجروح را دوطبقه توسط پله به هلی پد رساند. این درست است؟

 بدون تردید این اقدام هم فنی و منطبق بر اصول استاندارد ابلاغی است. اگر ملاحظه کرده باشید بخشی از تأسیسات در بام ساختمان و روی آن هلی پد احداث‌شده و تابع الزامات خاص است.

*ساخت‌وساز پلاسکو از برج ۵ امسال پایان گرفت، اما به این دلیل که تجهیز و نصب سقف کاذب مغازه‌ها به کاسب‌ها سپرده شد پایان پروژه به تعویق افتاد. این بهتر نبود که بنیاد این بخش از کار را هم خودش انجام می‌داد تا در روزهایی که به افتتاح پروژه نزدیک می‌شویم هنوز با رفت‌وآمد کارگران، خاک مواجه نباشیم؟ مرتب این سؤال پرسیده نشود که آیا پلاسکو به‌قرار افتتاحیه می‌رسد یا خیر؟

 کسبه به‌درستی ترجیح می‌دهند باسلیقه خودشان طراحی داخل مغازه را انجام دهند و نمی‌شد برای همه غرفه‌ها این نسخه طراحی واحد پیچید. حتی برخی کسبه متقاضی تعویض سنگفرش مغازه‌هایشان و حتی تغییراتی در تأسیسات و … هستند که از آن‌ها خواستیم برای اجتناب از آسیب جدی به تأسیسات ساختمان بدون هماهنگی با شورای پلاسکو تغییرات اساسی انجام ندهند. ضمن اینکه برای تسهیل کار کسبه، یک دستگاه فن کویل را جداگانه در اختیار قرار داده شد تا بر اساس مدل طراحی سقف نسبت به نصب مبادرت کنند. اما نکته مهم اینکه بنیاد می‌توانست در شش‌ماهه اول سال جاری، ساختمان پلاسکو را افتتاح کند چون عملاً بر اساس عرف رایج پروژه‌ها، کار تمام‌شده بود، اما معتقدیم افتتاح ساختمان با حضور حداقل بخشی از کسبه معنا پیدا می‌کند. ترجیح دادیم علیرغم حمل بر خلف وعده، افتتاح به اواخر آذر ماه بیافتد.

 با توجه با بازدیدی که از برج پلاسکو داشتیم و گفت‌وگویی که با صاحبان واحدهای تجاری انجام گرفت اغلب از روند این پروژه رضایت داشتند درباره چگونگی جذب رضایت سرقفلی داران بگویید؟

ساخت برج پلاسکو به‌عنوان نمونه کاملی از همراهی و همدلی مردم، کسبه و دیگر سازمان‌های مرتبط است. ساختمان پلاسکو می‌تواند الگویی مناسب برای ساخت پروژه‌هایی باشد که به دلیل اختلافات بین بخشی سازمان‌ها و بهانه‌های واهی به‌طور سنواتی بر زمین‌مانده و معطل است و شرایطی را رقم‌زده که دود آن فقط به چشم مردم می‌رود. لذا فارغ از برخی ملاحظات که قابل‌چشم‌پوشی است می‌توان اذعان کرد همه سازمان ذی‌ربط که مستقیم و غیرمستقیم نقشی در ساخت پلاسکو داشتند برای به سرانجام رساندن این پروژه تلاش کردند تا کسبه و افرادی که باواسطه و بی‌واسطه شغلشان را ازدست‌داده بودند به کارشان برگردند.

انتهای پیام/




منبع

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.