• امروز : سه شنبه - ۳۱ فروردین - ۱۴۰۰
1

یادداشت| نسلِ سوخته‌های مجازی

  • کد خبر : 1794
  • 27 ژانویه 2021 - 23:15
یادداشت| نسلِ سوخته‌های مجازی

ما حرف‌های نزده، راه‌های نرفته و فرصت‌های سوخته بسیاری داریم که اگر این دم‌ودستگاه‌های لعنتیِ مجازی نبود، برای خیره شدن در چشم‌های یکدیگر، برای لحظه‌ای از کنار هم رد شدن شب و روز را به هم می‌دوختیم، ما نسلِ عشقِ حقیقی نیستیم … ما نسلِ سوخته‌های مجازی هستیم.

به گزارش گیل سو، «فاطمه احمدی» در یادداشتی نوشت: کم‌کم باید قیدِ خیلی چیزها را بزنیم و سخت‌ترینشان هم آدم‌ها هستند … اما همه‌چیز باگذشت زمان فراموش که نه … کم‌رنگ می‌شود، مثل آدم‌ها که پیر می‌شوند خاطرات هم از رنگ و رو می‌افتند و تلخی‌شان دهانمان را می‌آزارد خصوصاً اگر قرار بر لبخند زدن از یادآوری‌شان نباشد.

تلخی قصه اینجاست که باید قید اتفاقات امروز را از پشت کیبوردهایی بزنیم که نه واژه‌هایش پرواز می‌کنند تا بر شانه کسی بنشینند و در گوشش حرف‌هایمان را زمزمه کنند نه جملاتش احساسمان را آن‌گونه که هست روایت می‌کند.

در نسلی هستیم که در کوچه‌پس‌کوچه‌های شهر، در محله‌های قدیمی یا زمان قدم زدن در رودخانه‌ زیبای روستایمان عاشق نشدیم که برایش جان دهیم!

برای دیدن و بوییدن هم کیلومترها راه نرفته‌ایم که قدر عشق بدانیم …

ما حرف‌های نزده، راه‌های نرفته و فرصت‌های سوخته بسیاری داریم که اگر این دم‌ودستگاه‌های لعنتیِ مجازی نبود، برای خیره شدن در چشم‌های یکدیگر، برای لحظه‌ای از کنار هم رد شدن شب و روز را به هم می‌دوختیم،

ما نسلِ عشقِ حقیقی نیستیم …

ما نسلِ سوخته‌های مجازی هستیم …

نسلِ عشقِ مجازی و فراموشی کیبوردی هستیم …

واژه‌های ما از “همه زندگی‌ام شده‌ای” به “کراشم هستی”، از “منتظر دیدنت هستم”، به ” چرا استوری‌ ام را ریپلای نکرد” ، از “دل‌تنگت هستم” به “چرا لایکم نکردی” تغییر پیداکرده … همین‌قدر زشت و قبیح و سطح پایین !

ما باید برای یافتنِ هم زیر باران می‌دویدیم و خیس می‌شدیم و سرما می‌خوردیم و از این بابت لبخند رضایت داشتیم، ما باید برای هر برگی که در پاییز از درخت می‌افتاد به یاد معشوق می‌افتادیم و شعر می‌گفتیم.

ما باید هنوز به عشق بهار سر می‌کردیم تا برای یار از گل‌های بهارنارنج، عطرِ عاشقی بسازیم و جنگل‌های گیلان را در این عاشقی هم سهیم می‌کردیم … ما باید در تابستان دریای نیلگون را از دریای عشق لبریز می‌کردیم و دست در دست هم جاده‌های دیلمان را خجالت می‌دادیم که گذر زمان را چگونه در جوارِ هم از یاد برده‌ایم،

اما … پشت‌گوشی‌هایمان پنهان شدیم، عشق را خفه کردیم و دوست داشتن را فریاد نزدیم، ما از دلدادگی‌ها فقط پست‌هایش را دیدیم و از عاشقی کردن‌ها فقط استوری‌های شاخ‌های مجازی را دنبال کرده‌ایم … ما سوخته‌های مجازی حیات را فراموش کرده‌ایم و خودمان را هم برتر از نسل‌های قبل می‌دانیم، ما اطلاعاتِ کوتاهمان زیاد اما عقلمان روزبه‌روز کمتر می‌شود … ما هرگز نمی‌توانیم به‌اندازه پدر و مادرمان لذت زندگی، دلدادگی و دل‌تنگی را تجربه کنیم، چون ما فرصتی برای حیات واقعی نداریم.

ما نسل‌ سوخته‌ی‌ مجازی هستیم …

انتهای پیام/ت

لینک کوتاه : http://gilsou.ir/?p=1794

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.